خرید بک لینک
|

12 قطعه از کتاب ناگفته های جنگ چاپ سال 1391 که نویسنده آن احمد دهقانی است.این کتاب مجموعه سخنان ضبط شده شهید صیاد شیرازی بعداز جنگ کردستان است. مطالب پایین از این کتاب برای من جالب بود.

1- خود نیز با تعدادی دیگر مانند شهید حسن آیت در ارتباط بودم.

2- ... وشروع کردم به سازماندهی.

3- صحبتهای شهید صیاد از شهید بروجردی: (( تبسم بر چهره اش بود. خونسردی، صبوری، شجاعت وجسارت درتصمیم گیری داشت. مقید بود هرچه درتوان دارد انجام دهد.))

4- اگر مدیریت بخواهد حاکم شود، مدیریت بر قلب هاست که می تواند حاکم شود. این معنی دارد تا اینکه کسی بخواهد با سر وصدا وبا ابهت وکلفت کردن صدا و این چیزهایی که در ارتش سابق مرسوم بود، فرماندهی کند.

5- جواب بازخواست سرتیپ(ش): ((چه اشکالی دارد، مگر من و شما چه فرقی باهم داریم؟ بنده از شما جوان ترم و فردا باید جای شما را بگیرم. از حالا باید بدانم که شما چه تفکری دارید و روی چه اصولی این کاراشتباه را می کنید.))

6- بعضی وقتها آدم دفاع هم نمی تواند بکند. آن قدرمسئله روشن و واضح است وطرف مقابل پرت ومنحرف است که آدم می برد.

7- درد عجیبی داشتم. اصلا به نظرم نمی رسد که انسان بتواند این قدر درد بکشد.

8- ناخودآگاه غم و کراهتی در قلبم احساس کردم. ریشه یابی کردم که این غم از چیست؟ غم را از فشار مسئولیت و سنگینی اش و ناتوانی خودم برای اجرای آن دیدم. اگر بخواهیم تمام حساب ها را به خدا برسانیم، آدم برای انجام وظیفه و هر تکلیفی که آنجام می دهد مورد بازخواست قرار می گیرد.

9- می دیدم تخصص، در بالاترین و عالی ترین سطح خود، در یک ارگان نظامی مثل ارتش وجود دارد، ولی این تخصص کیفیت مطلوب خود را نشان نمی دهد، به دلیل کمبود و ضعف انگیزه واعتقادی که بخواهد به کارها جهت دهد.

10- اولین مستی و سهل انگاری، فراموشی خداست، غفلت از یاد خداست.

11- ... مخصوصا برای ارتش اسلام.

12- مثل برادر رحیم صفوی، برادرخلیفه سلطانی که پیوند با آنان مرا تکمیل می کرد و عقب افتادگی و خلا هایی را که درذهن مومنان ارتش بود و ازجدایشان از مردم حکایت می کرد، ترمیم شد.

:: شهدا مرتبط: شهدا
:: برچسبها: شهید, صیاد شیرازی, ارتش

برچسب: نویسنده: هستی رفیعی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 6:22

صفحه بندی